خرید بک لینک

گاهی دستانم را می گیرم ،
دلم برایشان می سوزد ،
خیلی سرد اند ...
کمی خسته ام ...
دیگر در رویاهایم زیاد حرف زده ام ،
با سکوت زیاد همدم بوده ام ...
می روم کمی بخوابم ...
کمی آهسته ،
کمی دلگیر ،
می روم ...

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1400 ساعت: 13:19

به نام "او"

سالها بود که نشسته بودم به انتظار پایان،

تو نمیآمدی و من گمان میکردم که آمدنی در کار نخواهد بود،

اما تو آمدی و ضربهای سهمگینتر به من زدی،

روزی که با خود گفتم کاش نیامده بودی.

کاش نیامده بودی و من همچنان در تنهایی خویش نشسته بودم به انتظار پایان...

"مسافر"

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1400 ساعت: 13:19

صفحه بندی